عملیات سایبری
زندگی زیباست اما شهادت زیباتر
                                    
درباره وبلاگ


نويسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 216965
  • تاريخ ايجاد وبلاگ :دوشنبه 16 فروردین 1389 
  • تعداد کل نظرات : 130
  • تعداد کل پست ها : 606
  • آخرين بروز رساني : سه شنبه 21 خرداد 1392 

کدبنر سایت یزد آوا
سه شنبه 31 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
دوشنبه 30 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
دوشنبه 30 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
 

فضائل و مناقب حضرت زینب علیهاالسلام

1- زینت پدر

2- علم الهى

3- عبادت و بندگى

4- عفت و پاكدامنى

5- ولایت مدارى

6- روحیه بخشى

7- صبر

8- ایثار

9- شجاعت و شهامت

10- فصاحت و بلاغت

زینب علیهاالسلام دختر على و زهرا علیهماالسلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود، در پنج ‏سالگى مادر خود را از دست داد و ازهمان دوران طفولیت ‏با مصیبت آشنا گردید.  در دوران عمر با بركت ‏خویش، مشكلات و رنج‏هاى زیادى را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخى چون اسارت و... را تحمل كرد. این سختى‏ها از او فردى صبور و بردبار ساخته بود. (1)

او را ام كلثوم كبرى، و صدیقه صغرى مى‏نامیدند. از القاب آن حضرت، محدثه، عالمه و فهیمه بود. او زنى عابده، زاهده، عارفه، خطیبه و عفیفه بود. نسب نبوى، تربیت علوى، و لطف خداوندى از او فردى با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، طورى كه او را «عقیله بنى هاشم‏» مى‏گفتند. با پسرعموى خود«عبدالله بن جعفر» ازدواج كرد و ثمره این ازدواج فرزندانى بود كه دو تن از آن‏ها (محمد و عون) در كربلا، در ركاب ابا عبدالله الحسین علیه السلام شربت ‏شهادت نوشیدند. (2)

آن بانوى بزرگوار سرانجام در پانزدهم رجب سال 62 هجرت، با كوله بارى از اندوه و غم و محنت و رنج دار فانى را وداع گفت. در این مقاله برآنیم كه گوشه هایى از مناقب و فضائل آن حضرت را بررسى و بیان نماییم.


1- زینت پدر

معمولا پدر و مادر نام فرزند را انتخاب مى‏كنند، ولى در جریان ولادت حضرت زینب علیهاالسلام والدین او این كار را به پیامبراسلام جد بزرگوار آن بانو، واگذار نمودند. پیامبر صلى الله علیه وآله كه در سفر بود، بعد از بازگشت از سفر، به محض شنیدن خبر تولد، سراسیمه به خانه على علیه السلام رفت، نوزاد را در بغل گرفت و بوسید، آن گاه نام زینب (زین + اب) را كه به معناى «زینت پدر» است‏ براى این دختر انتخاب نمود. (3)


2- علم الهى

مهمترین امتیاز انسان نسبت ‏به سایر موجودات - حتى ملائكه - دانش و بینش اوست. « وعلم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة فقال انبئونى باسماء هؤلاء ان كنتم صادقین. قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا انك انت العلیم الحكیم‏.»(4) ؛« سپس علم اسماء[علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات] را همگى به آدم آموخت. بعد آن‏ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى‏گویید، اسامى این‏ها را به من خبر دهید. عرض كردند: تو منزهى. ما چیزى جز آن چه به ما تعلیم داده‏اى نمى‏دانیم؛ تو دانا و حكیمى.»

و برترین علم‏ها، علمى است كه مستقیما از ذات الهى به شخصى افاضه شود، یعنى داراى علم «لدنى‏» باشد. خداوند متعال در مورد حضرت خضرعلیه السلام مى‏فرماید:« وعلمناه من لدنا علما.» (5) ؛«علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بودیم.»

زینب علیهاالسلام به شهادت امام سجاد علیه السلام داراى چنین علمى است، آن جا كه به عمه‏اش خطاب كرد و فرمود:« انت عالمة غیر معلمة وفهمة غیر مفهمة (6)؛ تو بی آنکه آموزگاری داشته باشی؛ عالم و دانشمند هستی.»


3- عبادت و بندگى

زینب علیهاالسلام به خوبى از قرآن آموخته بود، كه هدف از آفرینش و خلقت انسان رسیدن به قله كمال بندگى است. «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون‏» (7) ؛ «من جن و انس را نیافریدم جز براى این كه عبادت كنند.»

او عبادت‏ها و نماز شب‏هاى پدر و مادر را از نزدیك دیده بود. او در كربلا شاهد بود كه برادرش امام حسین علیه السلام در شب عاشورا به عباس فرمود:«ارجع الیهم واستمهلهم هذه المشیة الى غد لقد نصلى لربنا اللیلة وندعوه  و نستغفره فهو یعلم انى احب الصلوة له وتلاوة كتابه وكثرة الدعاء والاستغفار (8) ؛ به سوى آنان باز گرد و این شب را تا فردا مهلت‏ بگیر تا بتوانیم امشب را به نماز و دعا و استغفار در پیشگاه خدایمان مشغول شویم. خدا خود مى‏داند كه من نماز، قرائت قرآن، زیاد دعا كردن و استغفار را دوست دارم .» در این جملات صحبت از اداى تكلیف نیست، بلكه سخن از عشق به عبادت و نماز است.

شب خیز كه عاشقان به شب راز كنند
گرد در بام دوست پرواز كنند
هر جا كه درى بود به شب در بندند
 الا در دوست را كه شب باز كنند

حضرت زینب علیهاالسلام نیز ازعاشقان عبادت و شب زنده داران عاشق بود، و هیچ مصیبتى او را از عبادت باز نداشت. امام سجاد علیه السلام فرمود:«ان عمتى زینب كانت تؤدى صلواتها، من قیام الفرائض والنوافل عند مسیرنا من الكوفة الى الشام وفى بعض منازل كانت تصلى من جلوس لشدة الجوع والضعف (9)؛ عمه‏ام زینب در مسیر كوفه تا شام همه نمازهاى واجب و مستحب را اقامه مى‏نمود و در بعضى منازل از شدت گرسنگى و ضعف، نشسته نماز می گزارد.»

امام حسین علیه السلام كه خود معصوم و واسطه فیض الهى است هنگام وداع به خواهر عابده‏اش مى‏فرماید:« یا اختاه لا تنسینى فى نافلة اللیل (10)؛ خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مكن!» این نشان از آن دارد كه این خواهر، به قله رفیع بندگى و پرستش راه یافته و به حكمت و هدف آفرینش دست ‏یازیده است.


4- عفت و پاكدامنى

عفت و پاكدامنى، برازنده‏ ترین زینت زنان، و گران قیمت‏ ترین گوهر براى آنان است. زینب علیهاالسلام درس عفت را به خوبى در مكتب پدر آموخت، آن جا كه فرمود:«ما المجاهد الشهید فى سبیل الله باعظم اجراً ممن قدر فعف یكاد العفیف ان یكون ملكا من الملائكة(11)؛ مجاهد شهید در راه خدا، اجرش بیشتر از كسى نیست كه قدرت دارد اما عفت مى‏ورزد،- یعنی قدرت انجام گناه را دارد ولی از آن دوری می کند- نزدیك است كه انسان عفیف فرشته‏اى از فرشتگان باشد.»

زینب كبرى عفت ‏خویش را حتى در سخت‏ ترین شرایط به نمایش گذاشت. او در دوران اسارت و در حركت از كربلا تا شام سخت ‏بر عفت ‏خویش پاى مى‏فشرد. مورخین نوشته‏اند: « وهى تستر وجهها بكفها، لان قناعها قد اخذ منها (12)؛ او صورت خود را با دستش مى‏پوشاند چون روسریش از او گرفته شده بود.»

شاعر عرب به همین قضیه اشاره كرده و مى‏گوید:

ورثت زینب من امها

كل الذى جرى علیها وصار

زادت ابنة على امها

تهدى من دارها الى شر دار

تستر بالیمنى وجهها فان

اعوزها الستر تمد الیسار

«زینب تمامى آن چه را بر مادر گذشت به ارث برد، منتهى دختر سهم اضافه‏اى برداشت كه از خانه‏اش به بد ترین خانه حركت كرد (به اسارت رفت).

صورت را[در اسارت] با دست راست مى‏پوشاند و اگر نیاز می شد،از دست چپ هم بهره مى‏برد. »

و آن بانوى بزرگوار بود كه براى پاسدارى از مرزهاى حیا و عفاف بر سر یزید فریاد مى‏آورد كه « ا من العدل یا ابن الطلقاء تحذیرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبایا؟ قد هتكت ‏ستورهن و ابدیت وجوههن (13)؛ اى پسر آزاد شده‏هاى[جدمان پیامبراسلام] آیا این از عدالت است كه زنان و كنیزكان خویش را پشت پرده نشانى، و دختران رسول خدا صلى الله علیه وآله را به صورت اسیر به این سو و آن سو بكشانى؟  نقاب آنان را دریدى و صورت‏هاى آنان را آشكار ساختى.»


5- ولایت مدارى

قرآن بدون هیچ قید و شرطى در كنار اطاعت مطلق از خداوند، دستور به اطاعت از پیامبر صلى الله علیه وآله و صاحبان امر، یعنى، ائمه اطهارعلیهم السلام مى‏دهد.« اطیعواالله واطیعواالرسول واولى الامرمنكم‏» (14)؛ «از خداوند و رسول و اولی الامر اطاعت كنید.»

زینب علیهاالسلام كه حضور هفت معصوم (15) را درك كرده، در تمامى ابعاد ولایت مدارى (معرفت امام، تسلیم بى چون و چرا بودن، معرفى و شناساندن ولایت، فداكارى در راه آن و) ... سر آمد است. او با چشمان خود مشاهده كرده بود كه چگونه مادرش خود را سپر بلاى امام خویش قرار داد و خطاب به ولى خود گفت:« روحى لروحك الفداء ونفسى لنفسك الوقاء (16)؛[اى ابالحسن] روحم فداى روح تو و جانم سپر بلاى جان تو باد.» و سرانجام جان خویش را در راه حمایت از على علیه السلام فدا نمود و شهیده راه ولایت گردید. زینب علیهاالسلام به خوبى درس ولایت مدارى را از مادر فرا گرفت و آن را به زیبایى در كربلا به عرصه ظهور رساند.

از یك سو در جهت معرفى و شناساندن ولایت، از طریق نفى اتهامات و یادآورى حقوق فراموش شده اهل بیت تلاش كرد. از جمله در خطبه شهر كوفه فرمود:« وانى ترحضون قتل سلیل خاتم النبوة ومعدن الرسالة وسید شباب اهل الجنة (17)؛ لكه ننگ كشتن فرزند آخرین پیامبر و سرچشمه رسالت و آقاى جوانان بهشت را چگونه خواهید شست؟»

و همچنین در مجلس ابن زیاد (18)، شهر شام، و مجلس یزید، ولایت و امامت را به خوبى معرفى نمود.

از سوى دیگر سر تا پا تسلیم امامت ‏بود؛ چه در دوران امام حسین علیه السلام و چه در دوران امام سجاد علیه السلام حتى در لحظه‏اى كه خیمه گاه را آتش زدند، یعنى در آغاز امامت امام سجاد علیه السلام نزد آن حضرت آمد و عرض كرد: اى یادگار گذشتگان ... خیمه‏ها را آتش زدند ما چه كنیم؟ فرمود:«علیكن بالفرار؛ فرار كنید.»  (19)

از این مهمتر در چند مورد، زینب علیهاالسلام از جان امام سجاد علیه السلام دفاع كرد و تا پاى جان از او حمایت نمود.

الف- در روز عاشورا؛ هنگامى كه امام حسین علیه السلام براى اتمام حجت، درخواست ‏یارى نمود، فرزند بیمارش امام زین العابدین علیه السلام روانه میدان شد. زینب با سرعت ‏حركت كرد تا او را از رفتن به میدان نبرد باز دارد، امام حسین علیه السلام به خواهرش فرمود: او را باز گردان، اگر او كشته شود نسل پیامبر در روى زمین قطع مى‏گردد. (20)

ب- بعد از عاشورا در لحظه هجوم دشمنان به خیمه‏ها شمر تصمیم گرفت امام سجاد علیه السلام را به شهادت برساند، ولى زینب علیهاالسلام فریاد زد: تا من زنده هستم نمى‏گذارم جان زین العابدین در خطر افتد. اگر مى‏خواهید او را بكشید، اول مرا بكشید، دشمن با دیدن این وضع، از قتل امام علیه السلام صرف نظر كرد. (21)

ج- زمانى كه ابن زیاد فرمان قتل امام سجاد علیه السلام را صادر كرد، زینب علیهاالسلام آن حضرت را در آغوش كشید و با خشم فریاد زد: اى پسر زیاد! خون ریزى بس است. دست از كشتن خاندان ما بردار. و ادامه داد:« والله لا افارقه فان قتلته فاقتلنى معه؛ به خدا قسم هرگز او را رها نخواهم كرد؛ اگر مى‏خواهى او را بكشى مرا نیز با او بكش.»  

ابن زیاد به زینب نگریست و گفت: شگفتا از این پیوند خویشاوندى، كه دوست دارد من او را با على بن الحسین بكشم. او را واگذارید.

البته ابن زیاد كوچكتر از آن است كه بفهمد این حمایت فقط به خاطر خویشاوندى نیست، بلكه به خاطر دفاع از ولایت و امامت است. اگر فقط مساله فامیلى و خویشاوندى بود، باید زینب علیهاالسلام جان فرزندان خویش را حفظ و آن‏ها را به میدان جنگ اعزام نمى‏كرد.

آنكه قلبش از بلا سرشار بود 
دخت زهرا زینب غمخوار بود
او ولایت را به دوشش مى‏كشید
چون امام عصر او بیمار بود
با طنین خطبه‏هاى حیدرى
سخت او رسواگر كفار بود


6- روحیه بخشى

در مسافرت‏ها و نیز در حوادث تلخ، آن چه بیش از هر چیز براى انسان لازم است، روحیه و دلگرمى است. اگر انسان براى انجام كارهاى مهم و حساس روحیه نداشته باشد، آن كار با موفقیت انجام نشده و به نتیجه نخواهد رسید و چه بسا با شكست نیز مواجه شود. یكى از بارزترین اوصاف زینب علیهاالسلام روحیه بخشى اوست. او بعد از شهادت مادر، روحیه بخش پدر و برادران بود، در شهادت برادرش امام حسن علیه السلام نقش مهمى را براى تسلاى بازماندگان ایفا كرد. پس از شهادت امام حسین علیه السلام و در طول دوران اسارت، این صفت نیكوى زینب بیشتر ظهور كرد. او پیوسته یاور غمدیدگان و پناه اسیران بود، از گودى قتلگاه تا كوچه‏هاى تنگ و تاریك كوفه، از مجلس ابن زیاد تا ستمكده یزید، در همه جا فرشته نجات اسرا بود.
نه تنها زینب از دین یاورى كرد
به همت كاروان را رهبرى كرد
به دوران اسارت با یتیمان
 نوازش‏ها به مهر مادرى كرد

او حتى تسلى بخش دل امام سجاد علیه السلام بود، آن جا كه مى‏گفت:«لا یجزعنك ما ترى، فوالله ان ذلك لعهد من رسول الله الى جدك وابیك وعمك (22)؛ [اى پسر برادر!] آن چه مى‏بینى (شهادت پدر) تو را بى تاب نسازد. به خدا سوگند! این عهد رسول خدا با جد، پدر و عمویت است.»


7- صبر

یكى از بارزترین اوصاف انسان‏هاى كامل، صبر و بردبارى در فراز و نشیب‏هاى روزگار و تلخى‏هاى دوران است. قرآن كریم در آیات متعددى به صابران بشارت داده (23) و پاداش‏هاى فراوان آن‏ها را یادآورى نموده است. زینب علیهاالسلام از این جهت در اوج كمال قرار دارد. در زیارتنامه آن حضرت مى‏خوانیم:« لقد عجبت من صبرك ملائكة السماء؛ ملائكه آسمان از صبر تو به شگفت آمدند.» مخصوصا در ماجراى كربلا آن چنان صبر و رضا و تسلیم از خود نشان داد، كه صبر از روى او خجل است.
خدا در مكتب صبر على پرداخت زینب را
 براى كربلا با شیر زهرا ساخت زینب را
بسان لیلة القدرى كه مخفى ماند قدر او
كسى غیر از حسین بن على نشناخت زینب را ...
سلام بر تو اى كسى كه صبر شد حقیر تو
ندیده بعد فاطمه جهان زنى نظیر تو

در مجلس ابن زیاد؛ آن گاه كه آن ملعون با نیش زبانش نمك به زخم زینب مى‏پاشد و براى آزردن او مى‏گوید:«كیف رایت صنع الله باخیك واهل بیتك(24)؛ كار خدا را با برادر و خانواده‏ات چگونه یافتى؟» او در واقع با تعریض مى‏خواهد بگوید كه دیدى خدا چه بلایى به سرتان آورد؟ زینب علیهاالسلام در پاسخ درنگ نمى‏كند، با آرامشى كه از صبر و رضاى قلبى او حكایت داشت فرمود:« ما رایت الا جمیلا(25) جز زیبایى ندیدم.» ابن زیاد از پاسخ یك زن اسیر در شگفت مى‏ماند، و ا ز این همه صبر و استقامت و تسلیم او در مقابل مصیبت‏ها متعجب مى‏شود و قدرت محاجه را از دست مى‏دهد.

اى زینبى كه محنت عالم كشیده‏اى
غیر از بلا و درد به عالم چه دیده‏اى؟
یارب زنى و این همه استوارى و علو 
چون زینب صبور مگر آفریده‏اى؟


8- ایثار

یكى دیگر از صفات حسنه انسان‏هاى برتر، مقدم داشتن دیگران بر خود است. امام على علیه السلام فرمود:«الایثار اعلى الایمان(26)؛ ایثار، بالاترین درجه ایمان است.» و فرمود:«الایثار اعلى الاحسان(27)؛ ایثار برترین احسان است.»

زینب مجلله دراین صفت نیز گوى سبقت را از دیگران ربوده است. او براى حفظ جان دیگران، خطر را به جان مى‏خرد و در تمام صحنه‏ها، دیگران را بر خود مقدم مى‏دارد. او در ماجراى كربلا حتى از سهمیه آب خویش استفاده نمى‏كرد و آن را نیز به كودكان مى‏داد. در بین راه كوفه و شام، با این كه خود گرسنه و تشنه بود، ایثار را به بند كشیده و آن را شرمنده ساخت. امام زین العابدین علیه السلام مى‏فرماید:«انها كانت تقسم ما یصیبها من الطعام على الاطفال لان القوم كانوا یدفعون لكل واحد منا رغیفاً من الخبز فى الیوم واللیلة (28)؛ عمه‏ام زینب[در مدت اسارت]، غذایى را كه به عنوان سهمیه و جیره مى‏دادند، بین بچه‏ها تقسیم مى‏كرد، چون در هر شبانه روز به هر یك از ما یك قرص نان مى‏دادند.»

او سختى‏ها و تازیانه‏ها را به جان خود مى‏خرید و نمى‏گذاشت‏ بر بازوى كودكان اصابت كند.

براى حفظ جان كودكانت در بر دشمن
به پیش تازیانه بازوى خود را سپر كردم


9- شجاعت و شهامت

از صفات بارز پروا پیشگان این است كه خدا در نظر آنان بزرگ و غیر او در نظرشان كوچك، حقیر و فاقد اثر مى‏باشد. امام على علیه السلام مى‏فرماید:«عظم الخالق فى انفسهم فصغر ما دونه فى اعینهم (29)؛ خالق در جان آنان بزرگ است، پس غیر او در چشمشان كوچك مى‏باشد.»

سّر شجاعت اولیاى الهى نیز در همین است. زینب كه خود چنین دیدى دارد، و در خانواده شجاع تربیت ‏شده است، از شجاعت ‏حیدرى بهره ‏مند است. او به« لبوة الهاشمیة (30)؛ شیر زن هاشمى‏» لقب گرفته است و چون مردان بر سر دشمن فریاد مى‏زند، توبیخشان مى‏كند، تحقیرشان مى‏كند، و از كسى هراسى به دل ندارد. او از برق شمشیر خون چكان آدمكشان واهمه ندارد، در آن روز فراموش نشدنى، در میان آن همه شمشیر و آن همه كشته فریاد مى‏زند كه آیا در میان شما یك مسلمان نیست؟ در مجلس ابن زیاد، بدون توجه به قدرت ظاهرى او گوشه‏اى مى‏نشیند و با بى اعتنایى به سؤالات او تحقیرش مى‏كند، او را «فاسق‏» و«فاجر» معرفى مى‏كند و مى‏گوید:«الحمدلله الذى اكرمنا بنبیه محمد صلى الله علیه وآله وطهرنا من الرجس تطهیراً وانما یفتضح الفاسق ویكذب الفاجر وهو غیرنا (31)؛ سپاس خداى را كه ما را با نبوت حضرت محمد صلى الله علیه وآله گرامى داشت، و از پلیدى‏ها پاك نمود. همانا فقط  فاسق رسوا مى‏شود، و بدكار دروغ مى‏گوید، و او غیر ما مى‏باشد.»

و همچنین در مقابل یزید و دهن كجى‏ها و بد زبانى‏هاى او، شجاعت ‏حیدرى را به نمایش گذارده، چنین مى‏گوید: «لئن جرت على الدواهى مخاطبتك انى لاستصغر قدرك واستعظم تقریعك واستكبر توبیخك (32)؛ اگر فشارهاى روزگار مرا به سخن گفتن با تو واداشته[بدان كه] قدر و ارزش تو در نزد من ناچیز است، ولیکن سرزنش تو را بزرگ شمرده و توبیخ كردن تو را بزرگ مى‏دانم.»

صداى زنده على به صوت دلپذیر تو
 اسیر شام بودى و یزید شد اسیر تو


10- فصاحت و بلاغت

هر خطیبى بخواهد فصیح و بلیغ سخن بگوید، علاوه بر استعداد ذاتى، باید بارها تمرین عملى انجام دهد، همچنین در حین خطابه لازم است از نظر روانى و جسمانى كاملا آماده باشد تا بتواند خطبه‏اى فصیح و بلیغ ادا كند. و مستمعین باید با او هماهنگ باشند والا یاراى سخن گفتن نخواهد داشت تا چه رسد به این كه فصیح و بلیغ بگوید.

زینب بدون آن كه دوره دیده و یا تمرین خطابه كرده باشد و در حال تشنگى، گرسنگى، خستگى اسارت، و از نظر روانى داغ دار، آواره و تحقیر شده با كسانى سخن مى‏گوید كه نه تنها با او هماهنگ نیستند بلكه حتى سنگ و خاكروبه بر سر او ریخته‏اند، با این حال صداى زینب بلند مى‏شود كه:«اى مردم كوفه! اى نیرنگ بازان و بى وفایان . . .» سخنان زینب علیهاالسلام چنان بود كه وجدان خفته مردم را بیدار كرد و صداى گریه از زن و مرد و پیر و جوان و خردسال بلند شد.

خزیم اسدى مى‏گوید: متوجه زینب شدم، به خدا سوگند زنى را كه سر تا پا شرم و حیا باشد، سخنران ‏تر از او ندیدم، گویى زینب از زبان على علیه السلام سخن مى‏گفت.

و همو مى‏گوید: پیر مردى را در كنار خود دیدم كه بر اثر گریه محاسنش غرق اشك شده بود و مى‏گفت: پدر و مادرم فداى شما باد، پیرمردان شما بهترین پیرمردها، جوانان شما برترین جوان‏ها و زنان شما نیكوترین زنان هستند. نسل شما بهترین نسلى است كه نه خوار مى‏گردد و نه شكست مى‏پذیرد. (33)


پى‏نوشت‏ها:

1- شیخ ذبیح الله محلاتى، ریاحین الشریعة، (تهران، دارالكتب الاسلامیة) ج‏3، ص‏46.

2- همان، ج‏3، ص‏210.

3- همان، ج‏3، ص‏39.

4- بقره/31- 32.

5- كهف/65.

6- شیخ عباس قمى، منتهى الآمال،(تهران، علمیه اسلامیه، چاپ قدیم،1331 ه . ش) ج‏1، ص‏298.

7- ذاریات/56.

8- محمد بن جریرطبرى، تاریخ طبرى، ج‏6، ص‏238.

9- ریاحین الشریعه، ج‏3، ص‏62.

10- همان، ص 61- 62.

11- نهج البلاغه، فیض الاسلام، حكمت 466.

12- جزائرى، الخصائص الزینبیه، ص‏345.

13- محمد باقر مجلسى، بحارالانوار،(بیروت، داراحیاء التراث العربى)، ج‏45، ص‏134.

14- نساء/59.

15- پیامبراكرم صلى الله علیه و آله، على علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام و امام باقر علیه السلام .

16- الكوكب الدرى، ج‏1، ص‏196.

17- بحارالانوار، ج‏45، صص‏110- 111.

18- همان، ج‏45، ص‏133.

19- همان، ج‏45، ص‏58، ومعالى السبطین، ج‏2، ص‏88 .

20- بحارالانوار، ج‏45، ص‏46.

21- همان، ج‏45، ص‏61 .

22- همان، ج‏45، ص‏179.

23- مثل بقره/155 و . . .

24- بحارالانوار، ج‏45، صص‏115- 116.

25- همان، ص‏116.

26- میزان الحكمة، ج‏1، ص‏4.

27- همان.

28- ریاحین الشریعة، ج‏3، ص‏62.

29- نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 182.

30- زیارت نامه حضرت زینب علیهاالسلام .

31- بحارالانوار، ج‏45، صص‏154- ‏115.

32- همان، ص‏134.

33- همان، ج‏45، صص‏ 108 و110 .

منبع : سایت تبیان


 


ادامه مطلب





دوشنبه 30 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
 
وبلاگ نويس وهابي:
همه عربستاني‌ها به بهشت مي‌روند!
البته متأسفانه برخي از ما به ويژه چهره‌هاي سرشناس، در مسائل ديني مقداري بيش از حد افراط گرا هستيم، به طوري كه در بسياري از اوقات همين افراط گرايي‌ها موجب دوري جوانانمان از تعاليم و مسائل ديني شده است.
به گزارش شيعه آنلاين، «سعود عايد رويلی» وبلاگ نويس عربستاني به نقل از يك عالم وهابي كه داراي انديشه‌هاي افراطي و وهابي است، طي مقاله‌اي كه توسط پايگاه خبري ايلاف منتشر شد، ادعا كرد: مردم عربستان سعودي تنها ملت مسلمان از بين يك ميليارد و دويست ميليون مسلمان در سراسر جهان هستند كه به طور كامل و بدون استثناء و چه بخواهند چه نخواهند به بهشت برده مي‌شوند، حتي اگر هم شده با قل و زنجير!

اين وبلاگ نويس وهابي در ادامه نوشت: اين حرف را مي‌زنم در حالي كه مي‌دانم سخن خداوند متعال در قرآن كريم، مخالف اين حرف است. خداوند در آيه 56 از سوره مباركه "القصص" خطاب به رسول الله (صلی الله علیه و اله و سلم) مي‌فرمايد: "إنك لا تهدي من أحببت ولكن الله يهدي من يشاء وهو أعلم بالمهتدين" ترجمه: تو هر آنكه دوست داري را هدايت نخواهي كرد بلكه خداوند هر كسي كه دوست داشته باشد را هدايت مي‌كند زيرا او به هدايت شدگان آگاه تر است.

«سعود عايد رويلی» در ادامه اين مطلب مي‌افزايد: البته متأسفانه برخي از ما به ويژه چهره‌هاي سرشناس، در مسائل ديني مقداري بيش از حد افراط گرا هستيم، به طوري كه در بسياري از اوقات همين افراط گرايي‌ها موجب دوري جوانانمان از تعاليم و مسائل ديني شده است و اين جوانان را نسبت به تطبيق تعاليم ديني در زندگي روزمره خود بي ميل كرده است. براي مثال اين جوانان به هيچ وجه در نماز جمعه يا سخنراني‌هاي ديني شركت نمي‌كنند مگر با تهديد يا وعد و وعيد.
همت مضاعف در اطلاع رسانی


ادامه مطلب





دوشنبه 30 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
 
افزايش جمعيت وهابيت در ايران
در اين زمينه حدودا ۶۰ فتوا از علماي وهابي در كتاب مجموع فتاوي دارللجنه علماي مكه و مدينه در مورد مشرك بودن شيعه و لزوم قتل شيعيان صادر شده است. نكته ديگري نيز مي‌تواند مسئله را تبيين كند.
به گزارش شيعه آنلاين،‌ بررسي‌هاي انجام شده و برخي آمار موجود حاكي از رشد و افزايش تعجب برانگيز تعداد پيروان فرقه ضاله وهابيت در شهرهاي مختلف جمهوري اسلامي ايران دارد. در همين راستا دكتر «علوي» استاد دانشگاه مشهد نيز در تماس با پایگاه حفا آماری تأسف انگیز از افزايش بي‌سابقه جمعیت فرقه ضاله شیعه ستیز خبر داد.

پس از درج شدن اخباري مبني بر انتقاد برخي مسئولان از افزايش جمعيت كشور، اين استاد دانشگاه مشهد در این تماس با ارائه آماری از رشد جمعیت وهابی و مقایسه آن با شیعیان گفت: پس از تبليغ كاهش جمعيت توسط دولت وقت، عالمان سني تبليغ افزايش جمعيت براي رسيدن به اكثريت را شعار خود قرار دادند و تا امروز نتايج زيادي به دست آورده اند:

۱- امروزه به صورت رسمي و غيررسمي تبليغ مي‌كنند كه حداقل دو زن و بيست بچه داشته باشيد. خودشان در سخنراني‌ها تصريح مي‌كنند كه با اين كار مي‌خواهند به مرحله‌اي برسند كه ايران به كشوري سني مذهب تبديل شود. اگر فقط يك بار به سيستان و بلوچستان مراجعه فرماييد خواهيد ديد كه تبليغ چهار زن گرفتن و تكثير نسل چقدر بين اهل تسنن مشهور و مورد عمل است.

۲- نرخ رشد جمعيت در برخي مناطق سني كه اطلاع دارم 7% است اما در مناطق شيعي بين 1% تا 3/1% است. در برخي روستاهاي مختلط نشين (شيعه و سني نشين) وضع فاجعه بارتر است. مثلا روستايي را سراغ داريم كه در گذشته 65% آن را شيعيان و 35% را سني‌ها تشكيل مي‌دادند اما امروزه 86% را سني‌ها تشكيل مي‌دهند.

۳- مهاجرت اهل سنت سرريز شده از شهرهاي خود به شهرهاي شيعه نشين براي تغيير بافت جمعيتي نيز انكار ناپذير است. در شهرهاي فراواني، مناطق بلوچ نشين تشكيل شده است در حتي در گرگان - رشت و مشهد، چه رسد به شهرهايي مانند بيرجند، كرمان و غيره.

۴- ممكن است سوال شود: اهل سنت هميشه حاكمان مسلمان را «ولي الامر» دانسته و اطاعت از آنان را واجب مي‌دانستند، چگونه بر عليه سياست‌هاي دولت مقابله كردند؟ جواب كاملا روشن است زيرا سني‌ها به مرور زمان از سني به وهابي تبديل شدند و وهابي‌ها اطاعت از حاكم شيعه را حرام، كشتن شيعه را واجب و استتفاده از هر ابزاري براي مقابله با شيعيان را مباح و باعث ثواب مي‌دانند.

ناگفته نماند در اين زمينه حدودا ۶۰ فتوا از علماي وهابي در كتاب مجموع فتاوي دارللجنه علماي مكه و مدينه در مورد مشرك بودن شيعه و لزوم قتل شيعيان صادر شده است. نكته ديگري نيز مي‌تواند مسئله را تبيين كند. تا سال ۱۳۸۲ عمده حملات عليه شيعيان در سيستان و بلوچستان با بمب‌هاي صوتي صورت گرفتند اما از ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۸ همه حملات انفجاري بودند و اين از پيامدهاي تبليغات وهابيت بين سني‌ها بود. از سال ۱۳۸۸ به بعد نيز حملات انتحاري شده‌اند يعني وهابي به خود بمب مي‌بندد و به اميد رسيدن به ثواب با كشتن شيعيان خود را بين شيعيان منفجر مي‌كند.

گفتني است در يكي از شهرك‌هاي مشهد دو مدرسه وجود دارد. دبستان و راهنمايي دخترانه و نيز دبيرستان دخترانه. دبيرستان دخترانه ۸۰% شيعه و ۲۰% سني دارد اما دبستان و ابتدايي دخترانه ۸۰% سني و ۲۰% شيعه. راز اين اختلاف چيست؟ از زماني كه كنترل جمعيت در كشور باب شد و شيعيان كم فرزندي را پيشه خود كرده و سني‌ها افزايش جمعيت را شعار خود قرار دادند، فرزندان بيشتري در بين اهل سنت به دنيا آمدند و آنها هم اينك در سن تا ۱۳- ۱۴ سالگي هستند لذا همگي در مدرسه ابتدايي و راهنمايي درس مي‌خوانند اما سه سال بعد كه بزرگتر مي‌شوند به دبيرستان خواهند رفت و دبيرستان نيز تركيب ۸۰% سني خواهد يافت و شيعيان ۲۰% ابتدايي اقليتي در دبيرستان خواهند شد.

همت مضاعف در اطلاع رسانی


ادامه مطلب





 




 
رئيس جمهوري كه اختيار اسم خود را ندارد تكليفش روشن است

آنقدر مهرباني ملت ايران شما را وقيح كرده كه دهانتان را باز مي كنيد و حرف از حمله هسته اي به ايران مي زنيد/حالا مردم جهان يك سوال را از كنفرانس خلع سلاح مي پرسند؟


آقاي اوباما كه نمي دانم شما را باراك بايد بگويم يا حسين ! شمايي كه در روز سوگندتان خود را حسين اوباما معرفي كرديد و دوستان و رسانه ها شما را باراك ! و خيلي روز نگذشت كه شما هم عادت كرديد -و بايد عادت مي كرديد- كه ديگر باراك هستيد نه حسين ! اصلا مهم نيست حسين باشيد يا باراك اصلا مهم نيست اوباما باشيد يا اوباشما يا حتي ماباما! اصلا مگر فرقي ميكند كه اسم رئيس جمهور آمريكا چيست ؟ اوباما ، بوش يا كلينتون ، ريگان هم اسم قشنگي داشت !

 

آقاي اوباما! يادم هست كه روزهاي اولي كه مي خواستيد بياييد ، سخنراني هاي زيادي داشتيد ! جايي گفتيد : زندان گوانتانامو را مي بنديد! سربازان بيچاره ي آمريكايي را از عراق بيرون مي بريد ! از افغانستان خارج ميشويد ! گفتيد : دنبال جنگ وجنگ طلبي نيستيد و براي صلح تلاش مي كنيد ! آقاي اوباما يادتان هست !! مهم نيست! چه شما يادتان باشد چه نباشد ما و همه مردم جهان خوب يادمان هست ، كه دستور ادامه ي كار گوانتانامو را شما صادر كرديد ! هزاران سرباز جديد به افغانستان و عراق را شما فرستاديد ! جهان را شما ناامن تر كرديد! اوباش و حرمت شكنان روز عاشورا را شما آزادي خواه قلمداد و رسما در امور داخلي ايران دخالت كرديد !

 

و مردم ما همه اينها را بر سر اسمتان گذاشت ! آخر، رئيس جمهوري كه اختيار اسمش را هم ندارد تكليفش از روز اول روشن است ! ناراحت نشويد، ايرادي به شما نيست! در ايالات متحده هيچ رئيس جمهوري اختيار نداشته و ندارد !

 

اما آقاي اوباما شما جسارت را از حد گذرانديد!

 

به قول ما ايراني ها : مردم ايران به شما چيزي نمي گويند ! حياي گربه كجا رفت !

 

اينبار ناراحت شويد ! اصلا مهم نيست كه ناراحت شويد يا نشويد ! اصلا مهم نيست كه خودتان را به كدام كوچه مي زنيد كه ناراحت نشويد ! اصلا مهم نيست كه درباره ايران چه فكري مي كنيد كه ناراحت مي شويد ! اصلا خود شما مهم نيستيد ! كت و شلوارتان هم مهم نيست ! حرفهاي شما هم براي ما ايراني ها مهم نيست!

 

اما آقاي اوباما ! آنقدر مهرباني ملت ايران شما را وقيح كرده كه دهانتان را باز مي كنيد و حرف از حمله هسته اي به ايران مي زنيد؟؟! گنده لات رئيس جمهوران كشورتان هم – كه بوش يود- جرات اين حرف ها را نداشت ! شما كه جاي خود داريد !

 

كاري ندارم كه نه توان اين كار را داريد نه جرات آن را ! اما آنچه ما و مردم دنيا را متعجب كرده بي ادبي شماست...

 

هرچند اين سخنراني هاي مسخره براي شما آب ندارد ، اما براي ما نان دارد ! حالا به راحتي مي توانيم به همه دنيا بگوييم كه خوي آمريكا، جنگ طلبي و وحشي گري است ! همان آمريكايي كه مي گفت "دست به سوي ايران دراز كرده ام و خواهش دارم شما مشتتان را گره نكنيد!"

 

آقاي اوباما ! ديگر كسي فريب شعارهاي رنگارنگ و ظاهر اتو كشيده شما را نمي خورد ! ديگر كسي دست چدني شما را نمي فشارد ! ديگر هيچ ايراني علاقه مند به ايجاد رابطه با آمريكا نيست ! ديگر كسي در آتش زدن پرچم آمريكا مردد نيست ! ديگر كسي مشتي را يراي شما باز نخواهد كرد ! راستي داستان مشت گره كرده ايراني ها را مي دانيد ؟ هماني كه خواسته بوديد برايتان بازش كنيم !

 

برايتان مي گويم اگر نخوانده ايد و نشنيده ايد ! ملت ايران پشتوانه اي دارد كه شما نه مي خواهيد دركش كنيد و نه اگر بخواهيد ، مي توانيد ! اين مشت ها حكايت از دستي دارد ! دستي كه هم دست خدا بود و هم در دست خدا ! دستي كه با آب و مشك و علم حكايت ها دارد! پس خسته تان نمي كنم و مختصر بگويم ! اين مشت، مشتي است كه دندان بزرگ تر از شما را در دهانش خورد كرده است ! شما كه هيچ...

 

اين مشت، زياده طلبان زيادي را هم پشيمان كرده ! از چنگيز خان تا اسكندر ! از تاتارها تا تازي ها ! از رمي ها تا هندي ها ! آمريكا را هم كه ديگر يادتان هست...

 

آقاي اوباما شما آبروي ملت آمريكا را برديد ! شما آبروي جوامع بين المللي را برديد ! شما كه جايزه‌ي صلح نبل گرفته ايد(!!) آبروي صلح را كه هيچ ، آبروي آقاي نبل را هم برديد ! راستش را بخواهيد شما آبروي كت و شلوار تان راهم برديد!! بافته هاي گذشتگانتان را هم پنبه كرديد ! روساي قبلي براي اينكه مردم جهان فراموش كنند كه آمريكا و اسرائيل – كه حتي ام پي تي را امضا نكرده اند - سلاح هسته اي دارند، و براي امنيت جهان تهديد به شمار ميروند ، زحمات زيادي كشيدند ! و شما همه را به باد داديد !

 

حالا مردم جهان يك سوال را از كنفرانس خلع سلاح مي پرسند :

 

دولت آمريكا كه با خويي درنده در جاي جاي جهان به جان ملت ها افتاده و از جنگ و غارت ابايي ندارد و با بي حيايي يك كشور بزرگ را به استفاده از سلاح هسته اي تهديد مي كند، چه تضميني دارد كه فردا روز برسر يك موضوع ديگر آنها را نيز تهديد نكند ؟ و اصلا كدام كشور و تا كي داراي امنيت است ؟ تا كي بايد اسير خواسته هاي روز افزون دولت مردان آمريكا باشند ؟

 

البته آقاي اوباما ! جواب ملت ايران ساده و روشن است!!

 

ملتي كه شهادت دارد ، اسارت ندارد ! و شما هم از همين وحشت داريد! مي دانم...

همت مضاعف در اطلاع رسانی

 
 


ادامه مطلب





 
فروردين ۱۳۸۹
 كشور ايران يكي از مستعد ترين كشورهاي روي خط زلزله دنيا است و بر پايه آمارهاي رسمي در 30 ساله گذشته بيش از 60 درصد تلفات جاني كشور ناشي از زلزله بوده است. در روايات آمده است هر گاه چهار چيز آشكار شود زلزله ظهور پيدا مي كند:زنا، گسترش ظلم و جور، نپرداختن زكات ، شرك و كفر و ربا .همچنين وقوع زلزله هاي مكرر را از نشانه هاي ظهور حضرت صاحب الزمان(عج) معرفي نموده اند.
 


چكيده:

رسالت اصل آثار ديني هدايت انسان به شاهراه كمال است و آثار ماندگار كتب ديني بويزه قرآن و احاديث و روايات پيشوايان معصوم (ع) گنجينه هاي ارزشمندي از معارف مورد نياز بشر را تشكيل مي دهند كه طالبان علم و تشنگان معرفت در هر عصر و در هر زمان مي توانند از آنها بهره گيرند. .از نظر اسلام چيزي كه تضمين مي كند علم ودانش در راه درست به كار رود ايمان است . علم در قرآن مقرون به ايمان آمده است كه مي تواند منجر به عمل صالح شود . 6 ميليون نفر بر اثر حوادث غير مترقبه طبيعي جان باخته اند و آمارهاي بين المللي نشان مي دهد در 27 سال گذشته 3

بيش از سه ميليارد نفر آسيب ديده اند و بيش از 240 ميليارد دلار خسارت مالي وارد شده است و از سوي ديگر وقوع اين حوادث رو به افزايش است . انسان به تعبيري موجودي گيرنده، فرستنده و حساب كننده قلمداد شده و با هوشمندي خود قادر است بسياري از وقايع را كه گاه بليه به نظر مي رسند به رحمت مبدل كند يا حداقل از ميزان خسارات وارده بكاهد. اين درحالي است كه قرآن كتاب هدايت انسانها قرنها پيش وقوع اين حوادث و روشهاي پيش گيري از آنها را خبر داده است . در قرآن كريم در سوره رعد اشاره به اين نكته شده است كه باران به عدد وبه مقدار معين مي بارد و صاعقه شديد عذابي است كه خدا براي مردمي كه استحقاق عذاب دارند نازل مي كند كه رسول اكرم (ص) نيز به اين مساله اذعان داشته اند . در آيه اول سوره حج و آيه 73 سوره اعراف وقوع زلزله در اثر كفران نعمت قوم ثمود ودر آيات 16 و 17 سوره سبا به گرفتار شدن قوم سبا به سيل در اثر روي گرداندن از خدا و نيز در آيه 14 سوره عنكبوت به طوفان نوح اشاره شده است. در سوره زلزله و آيه 14 سوره مزمل حادثه زلزله و چگونگي وقوع آن تشريح شده است. پاره اي از روايات مي گويد هر گاه زنا در ميان قومي افزون شود خداوند آن ها را به زلزله دچار خواهد كرد.همچنين وقوع زلزله هاي مكرر را از نشانه هاي ظهور حضرت صاحب الزمان(عج) معرفي نموده اند .در آيه 155 سوره بقره سخن از خشكسالي و قحطي به ميان آمده است و خدا از آن به عنوان وسيله اي براي آزمايش انسانها و كفاره گناهان ياد كرده است. توجه به هشدارها و دلايل قرآني و روايات، اصلي ترين كليد پيش گيري از حوادث هولناك و خانمان برانداز طبيعي و نيز درك و پذيرش اين گونه حوادث است كه مقاله حاضر با تحليل و بررسي اين آيات و روايت سعي نموده است قطره اي از درياي حقيقت قرآن و احاديث دراين باره را بازگو نمايد .

كلمات كليدي : قرآن، حوادث غير مترقبه طبيعي، پيش گيري

مقدمه

در گستره تمدن و فرهنگ كهن و متنوع بشري، از آغاز تا كنون، هيچ كتابي در حوزه هيچ مكتب و ديني نيست كه صدق، صحت، صلابت، اعتبار و اتقان تاريخي اش به روشني و مقبوليت قران كريم باشد. كرنش و خضوع متفكران و فرزانگان در برابر قرآن نيز ناشي از همين حقانيت، عمق، عظمت و ستردگي است. رسالت اصل آثار ديني هدايت انسان به شاهراه كمال است و آثار ماندگار كتب ديني بويژه قرآن و احاديث و روايات پيشوايان معصوم (ع) گنجينه هاي ارزشمندي از معارف مورد نياز بشر را تشكيل مي دهند كه طالبان علم و تشنگان معرفت در هر عصر و در هر زمان مي توانند از آنها بهره گيرند. .از نظر اسلام چيزي كه تضمين مي كند علم و دانش در راه درست به كار رود ايمان است . كه علم در قرآن مقرون به ايمان آمده است كه مي تواند منجر به عمل صالح شود. حوادث و بلاياي طبيعي كه همواره به عنوان يك عامل تهديد كننده در حيات بشري تلقي مي شوند يكي از جنبه هايي است كه قران كريم همواره از آن 6 ميليون نفر بر اثر حوادث غير مترقبه طبيعي  سخن مي گويد. آمارهاي بين المللي نشان مي دهد در 27 سال گذشته 3 جان باخته اند و بيش از سه ميليارد نفر آسيب ديده اند و بيش از 240 ميليارد دلار خسارت مالي وارد شده است و از سوي ديگر وقوع اين حوادث رو به افزايش است . انسان به تعبيري موجودي گيرنده، فرستنده و حساب كننده قلمداد شده و با هوشمندي خود قادر است بسياري از وقايع را كه گاه بليه به نظر مي رسند به رحمت مبدل كند يا حداقل از ميزان خسارات وارده بكاهد. اين درحالي است كه قرآن كتاب هدايت انسانها قرنها پيش وقوع اين حوادث و روشهاي پيش گيري و درك و پذيرش آنها را خبر داده است تا انسان با دقت و تمسك به اين رهنمودهاي ارزشمند مانع ازوارد آمدن خسارات وآسيب به جان ومال خويش گردد.

وقوع سيل از نگاه قرآن
سيل بزرگترين عامل خسارت در بين حوادث طبيعي است . آخرين آمار منتشره تعداد دفعات وقوع سيل در طول سالهاي 1330 تا 1380 را 3700 مورد اعلام نموده است. براساس آمار اخير تعداد وقوع سيل در دهه 70 نسبت به دهه 30 تقريبا 10 برابر شده است.

نكته جالب توجهي كه در قرآن به آن اشاره شده است، بارش باران به عدد و مقدار معين است.
انزل من السماء ماء فسالت اودية بقدرها: و از آسمان آب را فرو فرستاديم، پس رودها روان شدند با اندازه خويش.
سوره رعد آيه 17

و انزلنا من السماء و ماء بقدر : و ما آب را به قدر معين نازل كرديم ( سوره مومنون آيه 18)

و الذي نزل من ااسماء ماء بقدر فانشرنا به بلده ميتا كذلك تخرجون : همان كسى كه از آسمان آبى فرستاد بمقدار معين، و بوسيله آن سرزمين مرده را حيات بخشيديم; همين گونه (در قيامت از قبرها) شما را خارج مى سازند! (سوره زخرف ايه11)

و ان من شيء الا عندنا خزائنه و ننزله الا بقدر معلوم: هيچ چيزي در عالم نيست جز آنكه منبع و خزينه آن نزد ما است و ما نمي فرستيم مگر به مقدار معين(سوره حجر آيه 21)

تعبير به قدر اشاره لطيفي به نظام خاص حاكم بر نزول باران است كه بارش باران بر مقتضاي تدبير الهي است و به اندازه اي مي بارد كه مفيد و ثمر بخش است و زيانبار نيست. بر اساس تحقيقاتي كه دانشمندان بر روي تناسب قطرات باران انجام دادند به اين نتيجه رسيدند كه مقدار قطراتي كه از زمين بخار مي شودن در حدود 16 ميليون تن مي باشد و به همين ميزان اب از آسمان فرود مي ايد .

در بينش الهي، تاثير گذار در جهان هستي فقط خداوند است " لا موثر في الوجود الا الله" .از اينرو نوع كار هر يك از موجودات تحت فرمان مشيت اوست" له مقاليد السموات و لارض" : براي اوست كليد آسمانها و زمين.باران نيز از اين قاعده مستثني نيست كه بر اساس مشيت الهي گاه لباس نقمت به خود مي پوشد. چنانچه در سوره نور آيه 43 آمده است:آيا نديدى كه خداوند ابرهايى را به آرامى مى راند، سپس ميان آنها پيوند مى دهد، و بعد آن را متراكم مى سازد؟! در اين حال، دانه هاى باران را م ىبينى كه از لابه لاى آن خارج مى شود; و از آسمان -از كوه هايى كه در آن است (ابرهايى كه همچون كوه ها انباشته شد هاند)- دانه هاى تگرگ نازل مى كند، و هر كس را بخواهد بوسيله آن زيان مى رساند، و از هر كس بخواهد اين زيان را برطرف مى كند; نزديك است درخشندگى برق آن (ابرها) چشمها را ببرد. در تفسير نمونه در ذيل اين آيه كريمه آمده است:آري اوست كه از يك ابر گاهي باران حيات بخش نازل مي كند و گاه با مختصر تغيير آن را به تگرگهاي زيانبار و حتي كشنده تبديل مي كند و اين نهايت قدرت و عظمت او را نشان مي دهد كه سود و زيان و مرگ و زندگي را در كنار هم چيده و بلكه در دل هم قرار داده است.

در آيات 16 و 17 سوره سبا به گرفتار شدن قوم سبا به سيل در اثر روي گرداندن از خدا و كفران نعمت اشاره شده در محل سكونتشان نشانه اى (از قدرت الهى) بود: دو باغ (بزرگ و گسترده) از راست و چپ « سبا » است:براى قوم (رودخانه عظيم با ميو ههاى فراوان; و به آنها گفتيم:) از روزى پروردگارتان بخوريد و شكر او را بجا آوريد; شهرى است پاك و پاكيزه، و پروردگارى آمرزنده (و مهربان)! اما آنها (از خدا) روى گردان شدند، و ما سيل ويرانگر را بر آنان فرستاديم، و دو باغ (پربركت) شان را به دو باغ (بى ارزش) با ميوه هاى تلخ و درختان شوره گز و اندكى درخت سدر مبدل ساختيم!

قوم سبا توانستند با سد عظيمى كه در ميان كوههاى مهم آن ناحيه بر پا ساختند سيلابهاى فراوانى را در پشت آن سد عظيم ذخيره كنند, و به اين ترتيب سرزمينهاى وسيع و گسترده اى را زير كشت درآورند. از نظر نعمتهاى مادى هوايى پاك و نسيمى فرح افزا داشت , و سرزمينى حاصلخيز و درختانى پربار و اما از نظر نعمت معنوى غفران خداوند شامل حال آنهابود, از تقصير و كوتاهى آنها صرف نظر مى كرد, و آنها را مشمول عذاب وسرزمينشان را گرفتار بلا نمى ساخت .نعمتهاى خدا را ناچيز شمردند, عمران و آبادى و امنيت را ساده انگاشتند,از ياد حق غافل شدند, و مست نعمت گشتند.و خداوند با عذاب خود آنها را مجازات كرد

با بررسيهاي باستانشناسان (همان طور كه در شكل نشان داده شده ) با كشف ستونها و بررسي نوشته هاي روي آنها به اين نتيجه رسيدند كه انها قبلا خورشيد پرست بوده اند.

در سوره عنكبوت آيه 14 به طوفان نوح اشاره شده است:و ما نوح را بسوى قومش فرستاديم; و او را در ميان آنان هزار سال مگر پنجاه سال، درنگ كرد; اما سرانجام طوفان و سيلاب آنان را فراگرفت در حالى كه ظالم بودند. پس از آن كه نوح(ع) نهايت تلاش خود را در راه هدايت قومش به كار برد و همه راه هاى اصلاح آنها براى وى به بن بست رسيد، به پيشگاه پروردگار خويش پناه برد و از قومش نزد او شِكوه كرد . خداوند دعاى نوح(ع) را مستجاب گرداند و اراده فرمود تا قبل از آن كه قومِ دروغگوى وى به هلاكت برسند، اسباب رهايى نوح(ع) و ايمان آورندگان به او فراهم شود؛ از اين رو به آن حضرت چنين وحى فرمود كه، غير از اين عد هاى كه ايمان آورد هاند، كس ديگرى ايمان نخواهد آورد، به او فرمان داد تا از تكذيبِ كافران و آزار و اذيت شان اندوهگين نشود؛ زيرا به زودى خداوند همه آنها را غرق خواهد ساخت.

در آيه 54 سوره انفال به سرنوشت فرعونيان اشاره شده است"کداب آل فرعون والذین من قبلهم کذبوا بآیات ربهم فاهلکناهم بذنوبهم واغرقنا آل فرعون وکل کانوا ظالمین :مانند عادت فرعونيان و پيشينيان آنان است كه آيات پروردگارشان را تكذيب كردند ، در نتيجه ايشان را به كيفر گناهانشان هلاك نموديم ، و فرعونيان را غرق كرديم و همه آنان ستمكار بودند."


وقوع زلزله از نگاه قرآن

كشور ايران يكي از مستعد ترين كشورهاي روي خط زلزله دنيا است و بر پايه آمارهاي رسمي در 30 ساله گذشته بيش از 60 درصد تلفات جاني كشور ناشي از زلزله بوده است.

در روايات آمده است هر گاه چهار چيز آشكار شود زلزله ظهور پيدا مي كند:زنا، گسترش ظلم و جور، نپرداختن زكات ، شرك و كفر و ربا .همچنين وقوع زلزله هاي مكرر را از نشانه هاي ظهور حضرت صاحب الزمان(عج) معرفي نموده اند.

در سوره زلزله، مزمل و حج به وقوع حادثه زلزله اشاره شده است:
،"اذا زلزلت الارض زلزالها" :هنگامى كه زمين شديدا به لرزه درآيد."و اخرجت الارض اثقالها " :و زمين بارهاى سنگينش را خارج ساز د (آيه 1و 2سوره زلزله). " يوم تجف الارض و الجبال و كانت الجبال كثيبا مهيلا": روزي كه زمين و كوهها بلرزند و كوهها مانند تل ريگ از هم پاشيده مي شود (آيه 14 سوره مزمل). "يا ايها الناس اتقوا ربكم ان زلزلة الساعة شيء عظيم": اي مردم از پروردگار خويش بترسيد زلزله (قيامت ) امر عظيمي است. (ايه 1 سوره حج).

در آيه 73 سوره اعراف به وقوع زلزله در اثر كفران نعمت قوم ثمود اشاره شده است:
اى قوم من! (تنها) خدا را بپرستيد، كه جز او، معبودى » : و به سوى (قوم) ثمود، برادرشان صالح را (فرستاديم); گفت الهى براى شما معجز هاى است; او را به « ناقه » براى شما نيست! دليل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده: اين حال خود واگذاريد كه در زمين خدا (از علفهاى بيابان) بخورد! و آن را آزار نرسانيد، كه عذاب دردناكى شما را خواهد .( گرفت! (اعراف آيه 73

قوم ثمود در سرزمين حجر كه بين عربستان وسوريه قرار داشت زندگى م ى كردند.قوم ثمود مردمى متمدن بودند كه براى سكونت خود قصرها م ى ساختند و از كوهها با مهارت خاصى خانه مى تراشيدند و دل كوهها را م ى تراشيدند.شغل آنان زراعت و احدا ث قنوات و غر س نخلها بوده و زندگى آسوده و خوشى داشتند.آنان كمتر از سيصدسال عمر نمى كردند و بعض ى تا هزارسال هم عمرمى نمودند.متأسفانه بت پرستى در ميان آنان مرسوم شد و خداوند تعالى براى هدايتشان صالح را در سن شانزده سالگى كه از خانواد ههاى اصيل و محترم خودشان بود و ب ه عقل و علم در ميانشا ن ممتاز و معرو ف بود را فرستاد.صالح تاسن صد وبيست سالگ ى در ميا ن قومش مشغول هدايت بود ولى فقط افراد قليلى به او پيوستند تا اينك ه عذاب الهى بر قو م ثمود نازل شد و آ ن مردم بت پرست به وسيله صيحه و زلزله و صاعقه نابود شدند.

وقوع خشكسالي از نگاه قرآن

خشكسالي را مي توان معلول يك دوره شرايط خشك غيرعادي دانست كه به اندازه كافي دوام داشته باشد تا عدم تعادل در وضعيت هيدرولوژي يك ناحيه ايجاد شود. در دهه هاي اخير در بين حوادث طبيعي كه جمعيت هاي انساني را تحت تأثير قرار داده اند تعداد فراواني پديده خشكسالي از نظر درجه شدت ،طول مدت ،مجموع فضاي تحت پوشش ،تلفات جاني ،خسارات اقتصادي واثرات اجتماعي دراز مدت در جامعه ، بيشتر از ساير بلاياي طبيعي بوده است .همچنين تمايز اين پديده با ساير بلاياي طبيعي در اين است كه برخلاف ساير بلايا اين پديده بتدريج ودر يك دوره زماني نسبتاً طولاني عمل كرده واثرات آن ممكن است پس از چند سال وبا تأخير بيشتري نسبت به ساير حوادث طبيعي ظاهر شود.
 
در آيه 155 سوره بقره سخن از خشكسالي و قحطي به ميان آمده است و خدا از آن به عنوان وسيله اي براي آزمايش انسانها و كفاره گناهان ياد كرده است. " ولنبلونکم بشیء من الخوف والجوع و نقص من الاموال و الانفس والثمرات و بشرالصابرین ":و بى ترديد شما را به چيزى اندك از ترس و گرسنگى و كاهش بخشى از اموال و كسان و محصولات [ نباتى يا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند ] آزمايش مي كنيم . و صبركنندگان را بشارت ده. در آيه 96 سوره اعراف آمده است:" ولوان اهل القري ءامنوا واتقوا لفتحنا عليهم بركت من السماء و الارض ولكن كذبو فاخذناهم بما كانوا يكسبون": اگر اين مردم به درستي ايمان مي آوردند وتقوا را پيشه خود مي ساختند. ما هم بركات اسمان و زمين را برآنها نازل مي كرديم؛ ولي آنان خدارا تكذيب كردند و بر اثر اين اعمال زشتشان گرفتار مجازات الهي(قحطي و خشكسالي) شدند.

همچنين در سوره نحل آيه 112 جنين آمده است: ".و ضرب الله مثلا قرية كانت ءامنة مطمئنه ياتيها رزقها رغدا من كل مكان فكفرت بانعم الله فاذاقها الله لباس الجوع والخوف بما كانوا يصنعون":و خداوند براي آنان كه كفران نعمت مي كنند مثلي زده است: منطقه اي بود آباد وداراي امنيت كه مردمش با اطمينان و آرامش در آن زندگي مي كردند. هموراه روزي آنها از هر طرف مي رسيد، اما اينها به جاي سپاس نعمت، كفران نمودند و خداوند هم به خاطر اين كارشان طعم گرسنگي و ترس را به آنها چشانيد روايات فراواني درباره پديده خشكسالي وجود دارد كه گاهي به صورت كلي گناهان ريشه عمده قحطي قلمداد شده اند.

امام باقر (ع) مي فرمايند: اي مردم بدانيد باران در هيچ سالي از سال ديگر كمتر نيست، اما نزول آن به مشيت و اراده خداوند است؛ زيرا اگر قومي گناه كنند، خداوند متعال باراني را كه براي آنها مقدر شده است بر غير آنها نازل مي كند.

حضرت علي (ع) در اين باره مي فرمايند: خداوند بندگانش را به هنگامي كه كارهاي زشت انجام دهند به كمبود ميوه ها و منع نزول بركات و بستن درهاي خيرات ، گرفتار مي كند.

گاهي در روايات به گناهان خاصي به عنوان اساسي ترين عوامل خشكسالي اشاره شده است:

1- كم فروشي : مولا علي (ع) مي فرمايند: هرگاه مردم كم فروشي كنند، خداوند آنان را به قحطي و خشكسالي گرفتار مي كند.
2- منع زكات: رسول اكرم (ص) مي فرمايند: هر گاه مردم زكات مالشان را ندهند، خداوند هم بركات را از كشاورزي و ميوه ها و معدن آنها بر مي دارد
3- دروغ: امام رضا (ع) مي فرمايند: وقتي واليان امر ( فرمانروايان) دروغ بگويند، باران نازل نمي شود.
امام خميني (قدس سره) در اين باره فرموده اند: منشاء قحطي و خشكسالي اموري است از جمله: شيوع گناهان- كفران نعمت – منع حقوق( مثل خمس و زكات)- كم فروشي – ظلم- خيانت- ترك امر به معروف ونهي از منكر – حكم به ناحق و هر جيزي كه سبب خشم خدا شود.

علت وقوع بلايا و راه پيشگيري و پذيرش آنها از نگاه قرآن و احاديث

فيلسوفانِ دين، شر را به دو نوع " شر طبيعي" و" شر انساني"( يا اخلاقي) تقسيم مي كنند . شر طبيعي شامل تمام بلايايي مي شود كه طبيعتِ خروشان بر سر آدمي مي آورد مانند زلزله اي مهيب، آتش فشان، سيل و يا ناقص الخلقگيِ مادرزادي ؛ شر انساني نيز مانند قتل عامِ گروهي از انسان هاي بي گناه يا تجاوز به عنف و ... . اين تلقي كه خداوند مردمان گناه كار را به وسيله ي فرستادن بلاياي طبيعي عذاب مي كند ، ريشه اي ديني دارد و در متون آسماني اديان توحيدي مي توان نمونه هايي از آن را سراغ گرفت.

در آيه 79 سوره نساء آمده آست:" ما اصابك من حسنة فمن الله و ما اصابك من سيئة فمن نفسك ومن ارسلناك للناس رسولا و كفي بالله شهيدا": هر خيري كه به تو رسد از جانب خداست و هر شري كه به تو رسد از جانب خود توست و براي تو پيامبراني فرستاديم و خدا شاهد و كافي است. آيه 11 سوره رعد نيز مي فرمايد" ...ان الله لا يغير ما بقوم ختي يغيروا ما به انفسهم ...": خداوند چيزي را كه از آن مردمي است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند.

همچنين در آيه 53 سوره انفال اشاره شده است كه: ذلک بان الله لم یک مغیرا نعمة انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم وان الله سمیع علیم .اين [ كيفر سخت به سبب اين است كه خدا بر آن نيست كه نعمتى را كه به قومي عطا كرده [ به عذاب و نقمت ] تغيير دهد تا زمانى كه آنان آنچه را در خود [ از عقايد حقّه ، حالات پاك و اخلاق حسنه اى كه ] دارند [ به كفر ، شرك ، عصيان و گناه ] تغيير دهند ; و يقيناً خدا شنوا و داناست. ايه 117 سوره هود هم چنين مي فرمايد:" و ماکان ربک لیهلک القری بظلم و اهلها مصلحون": و پروردگارت بر آن نبوده است كه شهرهايى را در حالى كه مردمش درست كارند ، ظالمانه هلاك كند .در آيه 45 سوره يونس هم آمده است: " ان الله لا يظلم الناس شيئاولكن الناس انفسهم يظلمون": بدرستيكه خدا به مردم ظلم نميكند بلكه خودشان به خود ظلم ميكنند. بنابراين به روشني مي توان دريافت علت اصلي بر هم خوردن نظام اصلي طبيعت و حادث شدن وقايع خانمان برانداز طبيعي چيزي جز گناه و معصيت خود انسانها واز ياد بردن خالق هستي و دل سپردن به امور دنيايي نيست كه دراين زمان اذن و اراده خداوند بر اين امر حاكم مي گردد كه ملت گنه كار را عذاب و به تعبيري ديگر از كرده خويش آگاه نمايد .چنانچه در سوره عصر صريحا اشاره به اين نكته شده است كه انسان در خسارت و زيان است مگر اينكه به خدا ايمان آورد و كارهاي شايسته انجام دهد و ديگران را به براستي و درستي و صبر وشكيبايي سفارش نمايد. اين درحالي است كه انسان از اين آيات عظيم الهي كه براستي روشنگر راه زندگي و نجات بخش او از تمامي خسارات و زيانهاي جاني و مالي است غافل است و به همين دليل در سوره نحل از او چنين نام برده شده است: خلق الانسان من نطفة فاذا هو خصيم مبين.

با اين وجود خداوند در زمان رخ دادن اين وقايع باز هم بندگان هرچند گنه كار خويش را فراموش نمي نمايد و آنان را به صبر و شكيبايي فرا مي خواند : ولنبلونکم بشی من الخوف والجوع والنفس والثمرات وبشر الصبرین.الذین اذااصابتهم مصیبةقالوا انا لله وانا الیه راجعون": بى ترديد شما را به چيزى اندك از ترس و گرسنگى و كاهش بخشى از اموال و كسان و محصولات [ نباتى يا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند ] آزمايش مي كنيم . و صبركنندگان را بشارت ده . همان كسانى كه چون بلا و آسيبى به آنان رسد گويند : ما مملوك خداييم و يقيناً به سوى او بازمي گرديم( 155 و 156 بقره).در واقع قادر متعال سوانح و بلاياي طبيعي را مشخصا آزمايش قلمداد مي نمايد تا بازماندگان اين حوادث، با درس گرفتن از اين وقايع و دست كشيدن از گناه وآلودگي مانع وقوع مجدد آنها شوند و با دعوت آنان به صبر(الله مع الصابرين) اين اميد را به آنها مي دهد كه خدايي هست و نازل كننده عذاب ، سرچشمه رحت است و بندگانش را تنها نمي گذارد(انااقرب من حبل الوريد). چنانچه امام علي (ع) در باره اين حوداث نيز فرموده اند:گنهكاران از گنه دست بكشند واهل توبه، توبه كنند و روشن ضميران پند گيرند. مقام معظم رهبري نيز در اين زمينه در پيام به زلزله زدگان استان گيلان چنين فرموده اند: افراد بشر با حوادث طبيعي امتحان مي شوند. ما بايد همت كنيم و كشور را عليه جور كامل بسازيم. در حقيقت همه اين حوادث طبيعي امتحان خداست و مسلمان صحيح و سالم آن كسي است كه وقتي حادثه اي بوجود آمد با تلاش و نير و فعاليت آن حادثه را جبران كند. صبر در برابر حوادث تلخ اجر بزرگي دارد . كساني كه عزيزاني را از دست داده اند بدانند خداي متعال درمقابل اين مصيبت و اين سوز غم براي آنها اجر بزرگ در نظر گرفته است. البته شرط اش همين است كه صبر كنيد و ناشكري نكنيد. گاهي خداوند پله هاي ترقي را بوسيله بلا بالا ميبرد . گاهي بلا به ظاهر بد است ولي بعد پرده هاي غيب كنار مي رود و رشد و ترقي فرامي رسد.

 منصوره قوام عرباني

منابع

-1 آيتي، عبدالمجيد.( 1382 ). قرآن مجيد، انتشارت سروش
-2 تازه كام،شعبان و شيخي، عليرضا.( 1379 ).علوم كشاورزي ومنابع طبيعي در متون اسلامي، انتشارات دانشگاه علوم
كشاورزي و منابع طبيعي گرگان.
3 - طباطبايي، محمد حسين.( 1363 ).ترجه تفسير الميزان، دفتر انتشارات اسلامي.
-4 مجلسي، محمدباقر.( 1396 ه.ق).بحارالانوار،انتشارات مكتبه الاسلاميه.
-5 معاديخواه، عبدالمجيد.( 1374 ). خورشيد بي غروب/ نهج البلاغه،نشره ذره.
-6 مكارم شيرازي، ناصر.( 1374 ).تفسير نمونه، انتشارات دارالكتاب الاسلاميه.
-7 الموسوي الخميني، روح الله.( 1401 ).تحرير الوسيله، موسسه النشر الاسلامي التابعه الجامعه المدرسين.
-8 هاشمي رفسنجاني، اكبر وهمكاران.( 1376 ).تفسير راهنما، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم.__

  همت مضاعف در اطلاع رسانی


ادامه مطلب





دوشنبه 30 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
 به یقین هر کدام از هنگامی که طوفانی از مشکلات ریز و درشت به سمتتان هجوم می آورد و قدرت تصمیم گیری را از ما می گیرد بارها و بارها از خودمان میپرسیم که: چرا ؟ مگر ما چه گناهی کرده ایم؟ چرا این همه مصیبت و بلا؟ و اگر دقت کرده باشید در این مواقع بیشتر یاد خداوند بلند مرتبه می افتیم  و چاره را از او می خواهیم!
اکنون پاسخ را از دید اسلام بررسی می کنیم بینیم واقعا چرا؟
 
 
 
پرسش
به یقین هر کدام از هنگامی که طوفانی از مشکلات ریز و درشت به سمتتان هجوم می آورد و قدرت تصمیم گیری را از ما می گیرد بارها و بارها از خودمان میپرسیم که: چرا ؟ مگر ما چه گناهی کرده ایم؟ چرا این همه مصیبت و بلا؟ و اگر دقت کرده باشید در این مواقع بیشتر یاد خداوند بلند مرتبه می افتیم  و چاره را از او می خواهیم!
اکنون پاسخ را از دید اسلام بررسی می کنیم بینیم واقعا چرا؟
 
پاسخ:

از نظر اسلام بلاها و سختی ها دارای علت‌ها و حکمت‌های مختلفی می‌باشند. چنانچه هیچ حادثه‌ی کوچک یا بزرگی در عالم اتفاق نمی‌افتد مگر این که از روی حکمت و حساب دقیق خداوند می‌باشد.
نظر شما را به برخی از علت‌ها و حکمت‌های وقوع بلاها جلب می‌کنیم:
 
حکمت اول، آزمایش

خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن علت وقوع برخی بلاها را آزمایش معرفی می‌کند و می‌فرماید: «وَ نَبْلُوکم بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً»1؛ «... و شما را با بدی‌ها و خوبی‌ها آزمایش می‌کنیم...»
اما اینکه چرا خداوند آزمایش می‌کند قطعاً برای فهمیدن خدا نیست بلکه چنانچه در روایات آمده به خاطر معلوم شدن برای بندگان خدا و برای فراهم آمدن زمینه‌ی «انتخاب»، «رشد» و «سقوط» بندگان است تا افراد در پس این بلاها با نوع واکنش‌های عقیدتی و عملی که انجام می‌دهند گامی به سوی سعادت یا شقاوت بردارند.
چرا که آنان می‌توانند با صبر نمودن و اظهار رضایت به فعل خدا و حکمیانه دانستن آن، گامی به سوی حضرت حق و ایمان بیشتر به او بردارند؛ و از طرفی می‌توانند با نارضایتی و بی‌صبری و اعتراض به خدا و ظالمانه و بی‌حکمت دانستن آن به سوی شقاوت قدم بردارند.
چنانچه در سوره‌ی ملک می‌فرماید: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکمْ أَیُّکمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ»2 ؛ آن کسی که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل می‌کنید و او شکست ناپذیر و بخشنده است.
 
حکمت دوم بلاها: عذاب و جزای اعمال بد افراد

آری برخی از بلاهایی که برای جامعه یا فرد اتفاق می‌افتد در واقع عذاب الهی می‌باشد. چنانچه قرآن کریم داستان عذاب شدن اقوام گذشته مثل عاد و ثمود و لوط و ... را ذکر کرده است.
اما در این باره لازم است نکاتی را ذکر کنیم:
1. قرآن کریم زمینه‌ساز این عذاب را خود انسان معرفی می‌کند و می‌فرماید: «وَ مَا أَصَابَکم مِن مُصِیبَةٍ فَبِمَا کسَبَتْ أَیْدِیکمْ.»3 ؛ هر مصیبتی به شما رسد به خاطر اعمالی است که انجام داده‌اید، بسیاری را نیز عفو می‌کند.
در حالی که خداوند متعال بسیاری از گناهان را عفو می‌کند باز شخص یا جامعه مستحق عذاب الهی می‌شود.
چنانچه در روایات پیامبر اکرم(ص) حکایت شده:  «هر گاه امت من رباخوار شدند زلزله زیاد اتفاق می‌افتد.»4
یا از امام صادق(ع) ‌نقل شده است: «هر گاه زنا علنی شود زلزله‌ها هم ظاهر می‌گردد.»5
2. این لطف خداست که ما را به عذاب دنیوی که هم از نظر زمان و هم کیفیت اندک است عذاب کند و ما را از عذاب آخرت که آسمان و زمین طاقتش را ندارند نجات دهد.
3. این عذاب‌ها در واقع هشدارهای خداوند است برای دست برداشتن از نافرمانی خدا و برگشت به رحمت واسعه‌ی او. چنانچه می‌فرماید:
«وَ لَنُذِیقَنَّهُم مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى‏ دُونَ الْعَذَابِ الْأَکبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» ؛ به آنان از عذاب نزدیک (عذاب این دنیا) پیش از عذاب بزرگ (آخرت) می‌چشانیم شاید بازگردند.6
امام باقر علیه السلام می فرمایند: اگر مؤمن می‌دانست که خداوند در مقابل این بلاها چه اجری به او می‌دهد، هر آینه آرزو می‌کرد گوشت‌های بدنش را قیچی می‌کردند تا او به اجر آن برسد.
پس عذاب‌ها زمینه‌هایی هستند برای سعادتمند شدن انسان‌ها که از امام صادق(ع) در این باره حکایت شده:
هر گاه خداوند برای بنده‌ای که گناهی انجام داده اراده خیر کند، بعد از گناه او را به مشکل و بلایی مبتلا می‌کند تا یاد استغفار بیفتد، و هر گاه خداوند برای بنده‌ای اراده‌ی شر کند وقتی او گناه می‌کند خداوند به او نعمتی می‌دهد تا استغفار را فراموش کند و به گناه خود ادامه ده.7
 
حکمت سوم بلاها: ترفیع درجه و اجر و ثواب

انسانی که در دنیا آمده تا درجات قرب را بپیماید و اجر و ثواب تحصیل کند و آماده‌ی سفر آخرت شود خداوند او را به بلا و مشکلاتی مبتلا می‌کند تا او صبر نماید و خداوند به او درجات و پاداش‌های زیاد بدهد.
«وَ لَنَبْلُوَنَّکمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالَّثمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»8
و قطعاً [همه‏] شما را به چیزى از ترس و گرسنگى و کاهشى در ثروت‏ها و جان‏ها و محصولات، آزمایش مى‏کنیم؛ و به شکیبایان مژده ده.
و از حضرت علی(ع) نقل شده: «هر کس از شیعیان ما که به بلایی مبتلا شود و صبر کند، برای او اجر هزار شهید است.»9
و از امام باقر(ع) حکایت شده:
«اگر مؤمن می‌دانست که خداوند در مقابل این بلاها چه اجری به او می‌دهد، هر آینه آرزو می‌کرد گوشت‌های بدنش را قیچی می‌کردند تا او به اجر آن برسد.»10
بدیهی است که هر چه بلا سخت‌تر و تحملش مشکل‌تر باشد، اجر آن هم بیشتر خواهد بود و تحمل کردن مشکلات زندگی محدود دنیا و رسیدن به اجر ابدی آن، بسی ارزشمند است، و بعضی از درجات اخروی را فقط به کسانی می‌دهند که بلاهای خاصی را تحمل کرده باشند.
چنانچه از امام صادق(ع) حکایت شده: «در بهشت درجه‌ای هست که فقط با صبر کردن بر مریضی‌های جسمی می‌توان به آن درجه رسید.»11
 
حکمت چهارم بلاها: ظهور صفات خداوند، و نعمت‌های الهی

آری اگر چه بلاهایی مثل سیل و زلزله و حتی مشکلات و بلاهای شخصی و ... ظاهری تلخ و ناگوار دارند اما چنانچه امام حسن عسگری(ع) می‌فرماید: «ما من بلیة الا و لله فیه نعمة نحیط بها» هیچ بلایی نیست مگر اینکه خداوند در آن نعمتی قرارداده که آنرا احاطه کرده است.12
و از بالاترین نعمت‌های خداوند بر بشر معرفت به خداوند و صفات اسماء حسنای اوست.
لذا قرآن کریم می‌فرماید: «وَ کأَیِّن مِنْ آیَةٍ فِی السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ»؛و چه بسیار نشانه‌ای (از خدا) در آسمان‌ها و زمین که آنها از کنارش می‌گذرند و از آن رویگردانند. 13
که در روایتی ذیل همین آیه آمده که مقصود از آیات ارضی، زلزله و ... می‌باشد.»14
پس این حوادث در واقع زمینه‌هایی هستند برای مشاهده‌ی عینی قدرت خداوند و ایمان آوردن به او و چقدر ارزشمند و معامله سودمندی می‌باشد بلایی که، ما را به ایمان و معرفت بالاتری برساند. و تجربه هم نشان داده که بعد از زلزله‌ها، افراد اعتقاد قلبی بیشتر به قدرت خدا پیدا می‌کنند.
از حضرت علی(ع) نقل شده: «گاهی بندگانی را که صفت مهلک «کبر» و خود بزرگ بینی دارند به بلاها و بیماری‌هایی مبتلا می‌کند تا به ضعف و ذلت خود پی ببرند و این درد مهلک از وجودشان دور شود و به دنبال آن درهای رحمت و مغرفت به رویشان باز شود»
حکمت پنجم: تطهیر از گناه
خداوند متعال بعضی از بندگان مومن خود که در دنیا گناهان و خطاهایی انجام داده‌اند بواسطه لطفی که به آنها دارد در همین دنیا با مبتلا شدن به مشکلات و گرفتاری‌ها پاک می‌نماید تا مرگ آنها، اول راحتی آنها باشد.
چنانچه از امام باقر(ع) حکایت شده:
«هر گاه خدا بخواهد بنده‌ای را اکرام کند در حالی که او گناهانی دارد او را مریض می‌کند تا پاک شود؛ اگر به واسطه‌ی شدت گناه پاک نشد او را حاجتمند می‌کند، اگر باز هم پاک نشد هنگام جان دادن بر او سخت می‌گیرد تا پاک شود. و هر گاه خداوند اراده کرده باشد که بنده‌ای را خوار کند در حالی که او کار خیری انجام داده است، صحت جسمانی به او می‌دهد، اگر جبران نشد رزق وسیع می‌دهد، باز اگر جبران نشد، راحت جان دادن را به او عطا می کند.»15
 
حکمت ششم: رغبت به آخرت

خداوند متعال زندگی دنیا را به انواع مشکلات و سختی‌ها آمیخته است تا اهل ایمان به آن راضی نشوند و همیشه خواهان حیات بی‌مشکل آخرت باشند. و اگر چنین بود که در دنیا هیچ بلا و مشکلی نبود، کمتر کسی نسبت به زندگی آخرت میل داشت.
همانطور که در روایت قدسی آمده:
«خداوند به دنیا خطاب می‌کند که ای دنیا بر دوستان من به انواع مشکلات سخت‌بگیر تا اینکه آنها ملاقات من را دوست داشته باشند، و به دشمنان من آسان بگیر تا نسبت به ملاقات من بی‌رغبت باشند!»16
 
حکمت هفتم: اصلاح رذایل اخلاقی

در بین علت‌های بلاها به اهداف تربیتی نیز بر می‌خوریم:
در این راستا از حضرت علی(ع) نقل شده: «گاهی بندگانی را که صفت مهلک «کبر» و خود بزرگ بینی دارند به بلاها و بیماری‌هایی مبتلا می‌کند تا به ضعف و ذلت خود پی ببرند و این درد مهلک از وجودشان دور شود و به دنبال آن درهای رحمت و مغرفت به رویشان باز شود.»17
و از طرفی بلاها به آدمی روحیه‌ی قوی و صلابت می‌دهد و قدرت روحی و کمالات انسان را بالا می‌برد؛ به خلاف انسان‌های بی‌درد که به شدت ضعیف و کم ظرفیت هستند.
 
نتیجه‌گیری:

با بررسی مجموع آیات و روایات مطرح شده به این نتیجه می‌رسیم که هر بلایی مثل زلزله و مشکلات دیگر ممکن است حکمت‌های متعددی از حکمت‌های مذکور را داشته باشد. یعنی ممکن است بلایی هم جنبه‌ی امتحان هم عذاب یا موارد دیگر را داشته باشد.
از طرفی ممکن است بلاها برای هر شخصی یا گروهی، حکمت متناسب با آن‌ها را داشته باشد مثلاً برای گنه‌کاران عذاب یا هشدار باشد و برای اهل ایمان امتحان یا ترفیع درجه یا تطهیر یا ... باشد پس نمی‌توان گفت همه‌ی زلزله‌زدگان فلان شهر اهل عذاب بوده‌اند یا همه‌ی افرادی که بیمار هستند یا دچار گرفتاری هستند این عذاب الهی است.
 
تبیان، فاطمه محمدی
همت مضاعف در اطلاع رسانی


ادامه مطلب





دوشنبه 30 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
 
پاپ بندكيت شانزدهم در مقابل ده‌ها هزار تن از مردم شهر والتا، پايتخت مالت، در جريان مراسم عشاي رباني براي مدت كوتاهي به خواب رفت.

به گزارش ايسنا، پاپ بنديكت شانزدهم، رهبر كاتوليك‌هاي جهان، براي مدت كوتاهي به خواب رفت اما كشيش گوييدو ماريني كه در كنارش نشسته بود وي را بيدار كرد.

يكي از شاهدان اين ماجرا اظهار داشت: پاپ تنها براي چندين ثانيه به خواب رفت.

پاپ كه روز جمعه 83 ساله ‌شد، پس از پرواز به مالت در روز شنبه، ‌برنامه‌اي پرمشغله‌ داشت.

وي با رئيس جمهور، مقام‌ها و مردم مالت ملاقات كرد و ممكن است بي‌خوابي باعث بروز اين صحنه شده باشد.

به نوشته روزنامه ديلي تلگراف، پاپ از شرايط جسماني نسبتا خوبي برخوردار است و تنها به خاطر شرايط عروق قلبي خود قرص مصرف مي‌كند.


  همت مضاعف در اطلاع رسانی


ادامه مطلب





دوشنبه 30 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
 بعد از زلزله هفته گذشته در شرق ترکیه، خطر زمین‌لرزه در استانبول بیش از هر زمان دیگری واقعی به نظر می‌رسد. آیا این شهر قدیمی در برابر زمین‌لرزه شدیدی که تا 25 سال دیگر به وقوع خواهد پیوست، ایمنی دارد؟ 

دامنه 6.1 ریشتری زلزله‌ای که در ساعت 2:32 به وقت گرینویچ در روز 8 مارس / بامداد 17 اسفندماه، شرق ترکیه را لرزاند، نگرانی‌هایی جدی را در ترکیه برانگیخت که آیا استانبول، شهر بعدی در ترکیه خواهد بود که با یک زمین لرزه شدید مواجه شود و آیا این شهر برای چنین روزی خود را آماده کرده است یا نه.

به گزارش نیچر، با توجه به داده‌های مراکز زمین شناسی ایالات متحده، مرکز این زمین لرزه در 70 کیلومتری شهر الازیگ و فاصله تقریبی 625 کیلومتری شرق آنکارا، پایتخت ترکیه قرار داشت. زمین لرزه ساختمان‌های بلند را واژگون، خانه‌ها را با خاک یکسان، دست کم 100 نفر را زخمی کرد و 41 نفر را کشت.

ترکیه در محل تقاطع گسل‌های متعددی قرار دارد، و در مرز بین صفحه زمین شناختی آفریقا و صفحه آناتولی قرار گرفته است. بیشتر این کشور روی گسل‌های شمالی و شرقی آناتولی به سمت غرب فشرده می‌شود. به نظر می‌رسد که زمین لرزه الازیگ روی گسل شرق آناتولی اتفاق افتاده باشد.

به گفته یان مین، زلزله شناس در دانشگاه ادینبورگ انگلیس، احتمال اینکه زلزله اخیر، خود تحریک کننده یک لرزش دیگر در استانبول شود، کم است: «تغییر فشار در چنین فاصله زیادی خیلی کمتر از حدی است که بتوان انتظار یک تحریک چشمگیر را از آن داشت».

با این وجود، شهر پهناور استانبول که تقریبا 13 میلیون نفر سکنه دارد، از سال 1766 تا کنون شاهد هیچ زلزله بزرگی نبوده است. یک سری از زمین لرزه‌های سهمگین در طول گسل شمالی آناتولی به سمت غرب پیش رفته است (که تازه‌ترین مورد آن در سال 1999 در ازمیت بود) و دانشمندان را نگران این کرده که شاید دفعه بعد نوبت استانبول باشد.

به عقیده تام پارسونز، یک متخصص ژئوفیزیک در برنامه خطرات زمین لرزه USGS در منلوپارک کالیفرنیا، یک احتمال 30 تا 60 درصدی از وقوع یک زلزله با شدت 7 ریشتر یا بیشتر در نزدیکی استانبول در 25 سال آینده وجود دارد.

توبیاس هرگرت از دانشگاه کارلسروهه در آلمان، و اولیور هایدباخ از مرکز تحقیقات علوم زمین جی‌اف‌زد آلمان در پوتسدام، در ابتدای سال جاری نتایج تحقیقی را منتشر کردند که بیان می‌دارد نیرویی که در گسل شمالی آناتولی ذخیره شده، به جای اینکه با یک زمین لرزه شدید در کل گسل تخلیه شود، شاید در جریان چندین زمین لرزه نسبتا کوچک آزاد شود. ولی آنها این را نیز افزودند که استانبول هنوز در معرض خطر یک زمین لرزه 7 ریشتری و یا حتی بیشتر قرار دارد، بسته به این که کدام بخش از گسل دچار گسیختگی شود.

کار بزرگ
زمین لرزه سال 1999 ازمیت، یادآوری نه چندان ملایمی برای مسئولین استانبول بود که نیاز به آماده کردن شهر خود را برای چنین روزی دریابند. تا پیش از آن کار چندانی برای کاهش تاثیرات یک لرزش احتمالی انجام نشده بود.

از آن زمان تا کنون، شهرداری شهر استانبول یک برنامه جامع آمادگی برای زلزله برای شهر ترتیب داده است، که به نام ISMEP شناخته می‌شود (پروژه کاهش خطر زمین لرزه و آمادگی برای حالت اضطراری استانبول). اهداف اصلی این پروژه افزایش آمادگی برای شرایط اضطراری، کاهش خطر برای تاسیسات عمومی موجود و ارتقای مقررات ساختمان هستند.

به گفته پارسونز، تنها ده سال بعد از زمین لرزه ازمیت، استانبول اکنون بهتر آماده شده و جمعیت آگاه‌تری به نسبت خیلی از شهرهای دیگر در جهان دارد.

برای مثال، ترمینال جدید در فرودگاه بین المللی سابینا گوچن برای تحمل زمین لرزه‌هایی با شدت تا 8 ریشتر طراحی شده و به گفته سازندگانش بزرگ‌ترین ساختمان ضد زلزله در جهان خواهد بود. جمعیت محلی از طریق روزهای خاص آگاهی برای زلزله آموزش دیده‌اند، آموزش‌هایی که شامل استفاده از ماشین‌های شبیه‌ساز زلزله و دریل‌های اضطراری برای کودکان مدرسه‌ای می‌شود. مصطفی اردیک، مدیر رصدخانه کاندیلی، می‌گوید که از سال 1999، عمل به آیین‌نامه‌های زلزله خیلی بهتر شده است و «یک تلاش قابل ملاحظه برای تقویت مدارس و بیمارستان‌ها در برابر زلزله» در آنجا دیده می‌شود.

ولی به رغم این گام‌های مثبت، شهر هر روز در برابر خسارات زمین لرزه آسیب پذیرتر می‌شود، و حجم عظیم کار پیش روی مقامات مسئول بیش از توان آنها است. به گفته مقاله‌ای که در ژورنال Natural Hazards منتشر شده است، جمعیت بیش از اندازه استانبول، برنامه‌های نادرست ساختمانی و شهرسازی، زیرساخت‌ها و خدمات نامناسب، و مشکلات زیست محیطی همگی بر شدت معضلات می‌افزایند.

در عین حال، آخرین زمین لرزه رخ داده در ترکیه، ناتوانی این کشور را در ساخت خانه‌های محکم در مناطق روستایی آشکار ساخت. به رغم این که بعد از زمین لرزه‌های هاییتی و شیلی باز هم توجه همگانی به زمین لرزه در استانبول جلب شد، تاثیرات گسست در گسل شرقی آناتولی نشان داده که بقیه این کشور چقدر در برابر آسیب‌های زلزله بی‌دفاع است.

پولات گولکان از دانشگاه صنعتی خاور میانه در آنکارا، که در روز 24 فوریه در یک شهادت پارلمانی در آنکارا، در مورد خطرات زلزله در دیگر مناطق ترکیه هشدار داده بود می‌گوید: «با توجه رسانه‌ای و تمرکز علمی که اکنون روی استانبول است، به نظر همه اینگونه می‌رسد که در همه جای دیگر اوضاع کاملا آرام است. در حالی که در این کشور، خطر زمین لرزه در هر لحظه و در هر گوشه‌ای در کمین است».
مرجع : خبر
همت مضاعف در اطلاع رسانی


ادامه مطلب





دوشنبه 30 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
 
اتفاقي عجيب در ليگ برتر فوتبال کشور مديرعامل يک تيم فوتبال ليگ برتري تلاش دارد با جادو و جمبل، مانع از سقوط تيمش به دسته پائين‌تر شود.
 آتي‌نيوز، اگر چه در آئين‌نامه جديد کميته انضباطي فدراسيون فوتبال استفاده از موضوعاتي که مصداق جادو و سحر داشته باشد، نکوهش شده و براي استفاده کنندگان از آن تنبيه‌هايي هم در نظر گرفته شده است اما يکي از تيم‌هاي ليگ برتري که در آستانه سقوط به دسته اول قرار دارد از مدت‌ها قبل به رمل و اسطرلاب متوسل شده است.

مدير عامل اين باشگاه که سال گذشته پرونده‌اي هم در مورد دعانويسي و سحر و جادو داشت به سرمربي تيم توصيه مي‌کرد که سه ترکيب مختلف براي تيم نوشته و اين ترکيب‌ها را به او بدهد و در نهايت تيم با ترکيبي که مديرعامل با جادو تعيين مي‌کند به ميدان برود.

به گفته برخي بازيکنان اين تيم، مدير عامل از مسايل فني فوتبال آگاهي چنداني ندارد.

گفته مي‌شود در برخي از بازيهاي مهم، در رختکن اين تيم ليگ برتري حتي موي دست بازيکنان را براي رسيدن به پيروزي چيده و داخل ظرفي مي‌ريختند تا با سوزاندن موي دست بازيکنان، تيم فوق بازنده از ميدان خارج نشود.

سرمربي قبلي اين تيم فوتبال هم در نهايت اين رفتارها را تحمل نکرد و از اين باشگاه جدا شد.

همت مضاعف در اطلاع رسانی


ادامه مطلب





دوشنبه 30 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
  در طی چند روز گذشته برخی از علمای تهران نسبت به وقوع زلزله درتهران هشدار دادند و مردم را به استغفار و توبه از گناهان برای جلوگیری از وقوع بلا ارشاد کردند .


همت مضاعف در اطلاع رسانی


ادامه مطلب






همت مضاعف در درج تصویر



ادامه مطلب





دوشنبه 30 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
 


 


 فعالیت آشکار شبکه PMC در داخل کشور



 بنابر برخی مشاهدات، تصویربرداران یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای که عمدتا به پخش ترانه‌های غیر مجاز برای ایرانیان داخل کشور می‌نماید به طور گسترده‌ای در سطح شهرهای بزرگ کشور در حال فعالیت هستند و در برخی محل‌های عمومی از جمله کافی‌شاپ‌ها، خیابانها، پل‌های عابر پیاده و اماکن تفریحی مانند دربند، درکه، توچال و لویزان اقدام به مصاحبه با جوانان ابرانی درباره این شبکه و ویژگی‌های آن می‌نمایند.

به گزارش خبرآنلاین، این اقدام شبکه PMC که عمدتا به منظور جذب مخاطبان جوان صورت می‌گیرد در ایام تعطیلات نوروز شدت بیشتری به خود گرفته بود و اینک کم و بیش ادامه دارد. همچنین برخی کلیپ‌هایی که از این تلویزیون پخش می‌شود در تهران تصویربرداری ‌شده‌اند.

 

به نظر می‌رسد مسوولان فرهنگی کشور باید در خصوص اینکه آیا فعالیت این شبکه در داخل کشور با مجوز قانونی انجام می‌شود یا خیر پاسخگو باشند.

همت مضاعف در اطلاع رسانی

  


ادامه مطلب





 یک کارشناس امنیت ملی آمریکا و معاون وزارت خارجه در دوره پرزیدنت رونالد ریگان ( 1987) مدعی شد با وجود واکنش شدید حکومت ایران به هر گونه حمله نظامی ، ایالات متحده باید برای ممانعت از دست یابی ایران به سلاح اتمی به این کشور حمله کند.

به گزارش عصر ایران "فرانک گافنی" موسس و رییس مرکز سیاست امنیتی در آمریکا در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی "نیوز مکس" آمریکا با اشاره به این موضوع افزود:"حمله نظامی ایالات متحده به تاسیسات هسته ای ایران طبیعتا با واکنش شدید تهران روبرو خواهد شد اما ریسک  خطرات این واکنش کمتر از دست یابی این کشور به سلاح هسته ای است ، چرا که دست یابی ایران به بمب اتمی شرایط بسیار خطر ناکی برای آزادی فراهم می کند!

وی با ادعای اینکه از نظر او در ماه های آینده هر آن احتمال دست یابی ایران به سلاح هسته ای وجود دارد ضمن ناکارآمد خواندن تحریم های احتمالی علیه تهران گفت تا زمانی که دولت هایی چون چین به طور کامل در تحریم ها همکاری نکنند ، امیدی به کارآیی تحریم ها وجود نخواهد داشت .

وی در زمینه دلایل عدم همکاری چین با تحریم های ایران گفت : " چینی ها به ایران به عنوان یک شریک و مشتری خوب نگاه می کنند . ایران یکی از منابع عمده تامین انرژی چین است و پکن بنا به دلایل ژئوپلتیک و سیاسی از تهران حمایت می کند .

گافنی با رد کارآیی سیاست"مهار ایران اتمی" و این ایده که با مهار می توان حتی با ایران اتمی کنار آمد، گفت : " به نظر من سیاست مهار ایران با استفاده از الگوی مورد استفاده ما در مهار شوروی بنا به دو دلیل مشخص جواب نخواهد داد:

نخست اینکه من فکر نمی کنم سیاست مهار ( Containment ) دلیل اصلی موفقیت ما در برابر شوروی کمونیستی بود ، بلکه دلیل اصلی فروپاشی شوروی سیاست های موفق پرزیدنت ریگان در " عقب راندن  " اتحاد جماهیر شوروی از حوزه های نفوذش بود.

دوم اینکه حکومت ایران یک حکومت ایدئولوژیک است که باورهای خاص خود را دارد . آنها با توجه به باورهایشان اهل محاسبات نیستند و بنا به باوری که آنها دارند باید زمینه ظهور امام دوازدهم خود را فراهم کنند. بنابراین از نظر من این بسیار ابلهانه خواهد بود که فکر کنیم با سیاست بازدارندگی می توانیم ایران اتمی را مهار کنیم.

گافین افزود:" اگر کسی در آمریکا بر این باور است که با روحانیون حاکم بر ایران که به دنبال ظهور امام دوازدهم هستند می توانند با زبان مهار سخن بگویند باید بگویم که این تصور اشتباه بوده و نوعی خود فریبی است. "

همت مضاعف در اطلاع رسانی


ادامه مطلب








( کل صفحات : 24 )    1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >